سه شنبه, 05 خرداد 1394 ساعت 13:38

چرا تقلید کنیم؟

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

چرا تقلید کنیم؟

تقلید به چه معناست؟

چرا در مسایل دینی از مراجع تقلید می کنیم؟

فتوا چیست؟

 

 

 

 انسان‌ها برای زندگی به علوم مختلف، مشاغل مختلف و... نیازمند هستند. از طرفی محدودیت‌هایی مانند عمر انسان و جهان ماده مانعی می‌شوند تا هر شخص به تمام علوم و مهارت‌های مختلف دست یابد.

برای مثال کسی که مهارت آموزش‌دادن و علم ریاضی دارد، معلم ریاضی می‌شود و کسی که علم و مهارت تعمیر خودرو دارد، تعمیر کار. این افراد در زندگی بسیار می‌شود که به هم نیازمند می‌شوند و از دستورات هم پیروی می‌کنند. برای مثال تعمیرکار نحوه محاسبه درآمد خود را از معلم می‌آموزد و معلم ریاضی از تعمیرکار چگونگی تعمیر خودرو خود را می‌آموزد. یا ممکن است هر کدام از این‌ها در زندگی بیمار شوند، که در این حالت هر دو به پزشک نیازمند می‌شوند.

همه انسان‌ها توانایی پزشک شدن را ندارند، یا با کمبود زمان مواجه هستند یا با عدم علاقه به درس‌های آن یا...

علم فقه نیز چنین است بسیاری از انسان‌ها هستند که به دلایل مختلف نمی‌توانند خودشان از متون دینی وظیفه خود را در مسائل مختلف زندگی استخراج کنند، لذا مردم باید از میان خود افرادی را به دنبال یادگیری علم فقه و وظیفه‌شناسی دینی بفرستند تا برای آنها پاسخ سوالات دینی‌شان را بدست آورد.

به همین دلیل مردم «باید» از کسی که عالم به علم فقه است در سوالات فقهی خود تبعیت کنند.

مانند این‌که باید در مسائل پزشکی از پزشک تبعیت کنند. - و نمی‌توانند در مسائل پزشکی از معلم ریاضی تبعیت کنند.-

این «باید تبعیت کند»، باوری عقلی است و در متون دینی وجوب تقلید نامیده می‌شود.

پس ما هنگامی به نسخه پزشک برای بدن و به نسخه تعمیرکار برای خودرومان عمل می‌کنیم، در حقیقت از آنها در تخصص‌شان تقلید می‌کنیم.

 

در این بین شباهت‌ها و تفاوت‌های دیگری نیز وجود دارد:

الف. اگر پیش از مراجعه به پزشک دست به خوددرمانی بزنند، یا اتفاقا توانسته‌اند خود را معالجه کنند یا این‌که خود را نتوانسته‌اند معالجه کنند. در هر دو حالت باز هم به پزشک نیازممند هستند. چرا که ممکن است در حالت اول - معالجه خودسرانه - فقط احساس مریضی نکنند ولی در حقیقت معالجه نشده‌اند. - مثال‌های از این دست بسیار است - لذا حتی همان معالجه ظاهری خودسرانه هم به تایید پزشک نیازمند است.

طبق باور مسلمانان، علم فقه نیز چنین است. یعنی ما در این عالم می‌خواهیم به گونه‌ای رفتار کنیم که بتوانیم بگوییم به حداقل‌های وظایف دینی‌مان عمل کرده‌ایم. لذا باید اعمال ما مورد تایید کسی که علمِ وظیفه شناسی دینی را می‌داند باشد. خواه قبل از آن خودسرانه عمل کرده باشیم یا نه و خواه عمل ما بر حسب اتفاق مطابق وظیفه‌مان بوده باشد یانه. در همه حالات اگر کسی که عالم به این وظایف است عمل ما را تایید نکند ما نمی‌توانیم بگوییم، به وظیفه شرعی و دینی‌مان عمل کرده‌ایم. لذا ما باید از زمانی توان انجام وظایف دینی را داریم مطابق با نظر مرجع دینی رفتار کنیم تا همیشه از تحقق وظیفه‌مان اطمینان خاطر داشته باشیم.

به همین دلیل تعریف تقلید در اصطلاح فقه، عبارت است از عمل مستند به فتوای فقیه.

 

ب. ما همیشه قبل از این‌که نزد پزشک، تعمیرکار، معلم و... برویم، برای انتخاب خود - یعنی انتخاب پزشک، تعمیرکار، معلم و... - ملاک‌هایی برای انتخاب خود در نظر می‌گیریم. - هر چند این ملاک‌ها بطور ناخودآگاه باشد. -

برای مثال مسلما پیش کسی می‌رویم که فکر می‌کنیم از بقیه در آن علم داناتر است، امین است - و قیچی در شکممان جا نمی‌گذارد - و چندین و چند ملاک دیگر.

در مسائل دینی نیز چنین است، برای انتخاب مرجع دینی - یعنی همان متخصص علم وظیفه‌شناسی دینی - ملاک‌هایی وجود دارد که به آنها شرایطی می‌گویند که مقلد - یعنی کسی که می‌خواهد از مرجع تقلید کند - باید در مرجع بیابد تا بتواند از او تقلید کند. - یا به اختصار شرایط مرجع تقلید -

این شرایط عبارتند از:

  1. اجتهاد: یعنی اینکه فرد تخصص اولیه را داشته باشد.
  2. عقل
  3. بلوغ
  4. عدالت: یعنی گناه‌کار نباشد.
  5. مرد بودن
  6. زنده بودن
  7. حلال‌زاده بودن
  8. شیعه دوازده امامی بودن
  9. و بنابر احتیاط واجب اعلم بودن: یعنی در استنباط احکام دینی تواناتر باشد.
  10. و حریص به دنیا نباشد.

 

ج. تعمیرکاران و پزشکان همیشه توصیه‌هایی عمومی دارند که هر فردی برای سالم ماندن خودرو و جسم‌اش باید آنها را رعایت کند. مانند توجه به آب و روغن خودرو یا داشتن معاینه فنی و یا... برای خودرو و مانند کم خوردن نمک و قند برای سالم ماندن جسم.

هر فردی اگر می‌خواهد خودرو و جسم‌اش سالم بماند و عمر طولانی داشته باشد، باید این دستورالعمل‌ها را که معمولا با آنها سروکار دارد بیاموزد و در زندگی روزانه به کار بندد تا وسیله نقلیه و بدنش سالم بماند.

در علم فقه نیز چنین چیزی داریم. هرکس در زندگی روزانه وظایفی دینی دارد که همیشه باید به آنها عمل کند. بنابراین هرکس باید دستورالعمل این وظایف را یاد بگیرد تا بتواند با عمل صحیح به این دستور العمل‌ها زندگی سعادت‌مندانه‌ای را برای خود رقم بزند.

 

هـ . مهم‌ترین تفاوت در مثال‌های ما تفاوت در نتیجه‌ها است. برای مثال اگر معلم ریاضی به دستورالعملی که تعمیرکار می‌دهد عمل نکند، چه اتفاقی می‌افتد؟

نهایتش این است که خودرو معلم کاملا خراب و بدون استفاده می‌شود. که البته ضرر خیلی زیادی است. اما شاید جبران پذیر باشد، یعنی معلم بتواند برای خود خودرو دیگری تهیه کند. حال اگر همین معلم به نسخه پزشک عمل نکند چه می‌شود؟

اگر بیماری خطرناکی باشد، ممکن است به بیماری دائمی و یا حتی مرگ منتهی شود، این ضرر دیگر به ندرت قابل جبران است. یعنی کسی به توصیه‌های پزشک عمل نمی‌کند و دائما مواد قندی مصرف می‌کند اگر به بیماری دیابت مبتلا شود دیگر تا آخر عمر این بیماری همراه اول خواهد بود.

اما اگر همین افراد در زندگی طوری عمل کنند که در آخر عمر ندانند به وظیفه دینی‌شان عمل کرده‌اند یا نه، دیگر بحث خسارت مالی یا جانی نیست، خسارت در این جا خسارتی آخرتی است که حداقل آن عذاب روحانی در برزخ خواهد بود.

 

نمودار بحث امروز:

نمودار با اندازه اصلی

تقلید چیست؟

آخرین ویرایش در دوشنبه, 11 خرداد 1394 ساعت 12:09

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

محبوب‌ترین‌ها

آخرین مطالب

خبرنامه‌ی والعادیات

هر هفته درس‌ها را در رایانامه خود داشته باشید. راستی جمعه‌ها پوشه هرزنامه خود را نیز نگاه کنید!